خرید بک لینک
سلام رفیق تنهایی من... خوفی؟ دلم برات تنگ شده........... باور کن... آخر هفته عقد دخترعمم هست. آخرین دخترعمم هم بسلامتی داره میره خونه بخت. انشالا همیشه شاد و خوشبخت باشه... یکم ناراحتم چون من نباید سرسفره عقد باشم چون میگن دختر مطلقه سرسفره عقد کسی باشه بدبختی میاره برا اون عروس... از این خرافاتا... البته ما اعتقادی نداریم ولی یهو یکی تو اون جمع اعتقاد داشته باشه یهو چشم میزنه و یه اتفاقی میفته... نمخوام فردا دور از جون طوری بشه و بگن بخاطر دخترداییش بوده که سرسفره عقد بوده... از یچیزایی دیگم دلخورم که یکم عصبیم کرده...تازه فهمیدم چقد من احمقم که برا ادمای بی ارزش ایقد پول خرج می کنم... تا دعوتشون نکنم اصلا دنبالمم نمیان... خسته شدم از این همه احمق بودن.................. -------------------------------------------------------- اول آبان رفتم اهواز پیش دوست دوره دانشگاهم... اما بازم دوباره دلم مسافرت میخواد... این دفعه خیلی رود دوباره روحیه ام خسته شده و باید بکنم از این شهر برم... جایی هم ندارم البته... شاید بهمن اگر شد برم اصفهان دنبال گرفتن مدرک کارشناسیم و کارای مربوطش... نمدونم...

برچسب: هوای این روزای من,حال و هوای این روزهای من,هوای این روزای من هوای سنگره, نویسنده: مهراد حبیبی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 0:35

صفحه بندی